روزی هم می رسد که به جای خوابیدن بین 

بندهای شعر شاملو

بیدار بمانم زل بزنم توی  آن دو دریاچه ی تلخ قجری؟!

و دست هام غرق موج های سیاه باشند

آخ از آن روز جانا...

عنوان: سعدی

پ.ن: نامه های اناری به جانا یش

عکس: بهار نود وپنج بعد از تگرگ کوچه پس کوچه های میدان نقش جهان

منبع اصلی مطلب : یادداشت های خانم انار
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : مرا کیفیت چشم تو کافیست